X
تبلیغات
نماشا
رایتل

خدایا مراقبش باش

شنبه 23 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 11:13 ق.ظ
من قصـہ بوכنش را تا ابد اینگونـہ آغاز میڪنم :
 یڪے بوכ…
 رفت!
 פֿـכایا مراقبش باش!!
 همیشه…

نظرات (1)
جمعه 12 اردیبهشت‌ماه سال 1393 ساعت 11:08 ق.ظ
خسته ام...اما تحمل خواهم کرد...خدایا روزگارت با من و احساسم بد تا کرد...!

تموم دردم اینه که همیشه میگفت: بدونه تو میمیرم
امــــــــــا تو بغل یکی دیگه جون داد!!

یادت میگفتی: نفسم؟؟؟
چی شده ؟؟؟؟ بند اومدم؟؟؟
زدی تو کار مصنوعی؟؟؟؟
اونم دهن به دهن؟؟؟؟؟ با غریبـــــــه ها


خلاصه بگویم: ماجرا از آنجایی شروع شد که من در شب آرزوها
او را آرزو کردم و او دیگری را


دستتو باید بزاری رو شونه بعضیا و بگی: نه خوشم اومد ...
از اونی که فکر میکردم " آشغالتری "
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد